پدر شهید شکفته به فرزند شهیدش پیوست

پدر شهید والامقام محمد باقر شکفته به ندای حق لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

به گزارش  پایگاه تحلیلی خبری خبر فریمان حاج کریم شکفته پدر شهید محمد باقر شکفته  بر اثر کهولت سن به ندای حق لبیک گفت، و به فرزند شهیدش پیوست.

پیکر این مرحوم امروز (۰۹/۰۶/۹۴) در بهشت صادق شهرستان فریمان در کنار مزار فرزند شهیدش به خاک سپرده شد.

مراسم ترحیم این پدر بزرگوار در روزهای دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه در مسجد جامع شهرستان فریمان برگزار می گردد..

شهید محمد باقر شکفته در سال ۱۳۴۰ در خانواده مذهبی متولد شد و بعد از دوران خدمت مقدس سربازی به خدمت جهاد سازندگی درآمدو مسئول ستاد پشتیبانی جنگ در جهاد سازندگی شهرستان فریمان شد. ایت رزمنده دلاور در ۲۵ اسفند سال ۱۳۶۳ بر اثر بمباران هوایی عراق در شرق دجله به درجه رفیع شهادت رسید.

انتهای پیام/

  • Pic 196
  • Pic 211
  • Pic 215
  • Pic 222
  • Pic 216
  • Pic 218
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 8:38 توسط حسن صادقی یونسی |

میهمان آقا(ع)

لباس نظامی چهره‌اش را زیبا و خواستنی کرده بود. روزی که می‌خواست به خدمت سربازی اعزام شود، مادرش دستی نوازشی بر سر او کشید و پیشانی‌اش را بوسید.
علیرضا با بدرقه آیه‌های قرآن و دعای مادر راهی این سفر مقدس شد. پس از دوره آموزش نظامی، برای انجام خدمت سربازی به پاسگاه انتظامی لار در استان سیستان‌وبلوچستان رفت.
این جوان رشید مصمم بود با دفاع از مرزهای شرق کشور به وظیفه و تکلیف خود عمل کند.
نامزد علیرضا برای او دلتنگ می‌شد. طبق قول‌وقراری که در مراسم خواستگاری گذاشته بودند، قرار شد مراسم عقدکنان آن‌ها روز گذشته، هم‌زمان با ایام میلاد امام مهربانی‌ها در حرم مطهر امام‌رضا(ع) برگزار شود.
علیرضا لحظه‌شماری می‌کرد که این روز عزیز فرا برسد و به پابوس آقا(ع) بیاید. خانواده عروس و داماد با خوش‌حالی مقدمات مراسم عقد را فراهم کردند.
اما علیرضا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه هنگام انجام ماموریت و پیداکردن کوله‌پشتی‌های موادمخدر که قاچاقچیان بین خار‌و‌خاشاک مخفی می‌کنند، با انفجار یک مین در منطقه عملیاتی دچار صدمه جدی شد. او در این ماموریت مقدس هر دو پای خود را از دست داد. پیکر مجروح سرباز جوان به مشهد انتقال یافت و در یکی از مراکز درمانی تحت مراقبت‌های ویژه پزشکی قرار گرفت.
داماد جوان که نام پرافتخار جانباز سرافراز به خود گرفته و همسر باوفایش، روز دوشنبه میهمان آقا امام‌رضا(ع) شدند و خطبه عقدآسمانی آن‌ها با ذکر سلام و صلوات درحرم مطهر رضوی جاری شد. بی‌شک نظم و امنیت ایران اسلامی و آسایش جامعه ما مدیون تلاش، فداکاری و از خودگذشتگی مردان مردی است که برای دفاع از کشور و انقلاب عزیزمان جان در طبق اخلاص گذاشته‌اند.
متین نیشابوری

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ساعت 11:33 توسط حسن صادقی یونسی |

حسن صادقي يونسي

يكي از نيروهاي جان بركف كه در زمان حضورم در واحد تخريب لشكر 5 نصر همراهي مي كرد و بسيجي بود همشهري

حسن كربلايي بود ...حتي وصيت نامه من دست ايشان بود و متقابلا

اخرين بار در هنگام كربلاي 5 ديد او را ...و در حالي كه لباس غواصي داشتم با او خداحافظي كردم

.خبر شهادتش را بچه هاي تخريب با كلي مقدمه در ميانه ميدان كارزار به من دادند

و من يا حرف هاي او افتادم ...از اين چولان ها بگذريم و اين برديه ها ...استحكامات دشمن را در هم مي كوبيم

پيروزي از ان ما است...و ما پيروز شده بوديم ...اما به مادرش چگونه بگويم :هر وقت به پسرش از ازدواج صحبت مي كرديم ...مي گفت بزودي

حالا او به مقصود خود رسيده بود...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ساعت 9:26 توسط حسن صادقی یونسی |

 

تلفن زنگ خورد و صداي مادري كه ارام گفت :پسر م علي رضا

با صدرا سريعا به روستاي تقي اباد رفتيم ...به دوستم دكتر مرعشي پيامك دادم

از بيمارستان خاتم الانبياي زاهدان خبر اورد كه سرباز مجروج تا صبح دوام نمي اورد ...كسي را با هواپيما بفرستيد براي اخرين ديدار ...

ان موقع شب ...و پدري كه دست به كمر با سر روي و محاسني سفيد ...كمرم شكست ...اقاي صادقي؟!

دلداريش دايم و با مادر سرباز در خودرو سوارشان كرديم...

خيلي زود به تربت حيدريه رسيديم...در مسير متوجه شديم ...خبر ناگوار باعث بهم ريختگي روحي مهدي اقا برادر سرباز شده است ...او نيز هنگام خدمت مقدس در استان سيستان وبلوچستان بوده است...

يك شارژ چند كار خريدم و راه افتاديم

تا بخشي از راه پسرم رانندگي مي كرد ...نماز خوانديم ...و مدتي من رانندگي كردم...به همسرم پيام دادم خودت يا حاج اقاي خراساني يا حسين اقاي سلاطيني(باجناق و برادر خانمم) را مطلع وشماره دكتر مرعشي را به انها بدهد...

پسرم صدرا بعد از سربيشه پشت فرمان نشست...و من صداي تماس تلفن دكتر مرعشي داشتم كه خونريزي بند امده ...

حال جانباز رو به بهبود است ....يا ابوالفضل

مرتب تماس هاي از مشهد از برادر خانم ام و باجناقم (هردو از جانباز دفاع مقدس)

اما پدر ومادر جانباز از شدت مجروحيت مطلع نبودند و اهسته اهسته يك پا را مطلع شدند...يك ساعت مانده به پليس راه زاهدان ميزان مجروحيت و قطع دو پا را گفتم

كربلايي شد...در كوير طوفاني شد...ومدتي خودرو ايستاده بود...جالب بود روشن هم نمي شد ...كمي كمكش كرديم ...وحركت و صداي گريه ها ...من قبلا تخريبچي بودم   و حال اين بزرگواران را درك مي كردم

سرهنگ افراشته ونريماني تماس گرفتند ...گفتند پدر ومادر براي ملاقات بايستي به جانباز روحيه بدهند

مبادا گريه كنند...وارد اقامتگاه شديم ...خانواده سرباز ناي ايستادن روي پا را نداشتند...اما باشنيدن ملاقات با علي رضا خود را قوي نشان مي دادند

وارد بخش اي سي يو شدند ...و با برخورد و روحيه يك سرباز دلاور روبرو شدند...انگار نه انگار ...افرين

چند روز بعد

با دستور مستقيم سردار مومني با پرواز اختصاصي اين جانباز دلاور به مشهد وبيمارستان ثامن اعزام شد

و من ساعت دو بامداد در جاده كمربندي زاهدان بسوي نهبندان و فريمان در حركت بودم

 

 


برچسب‌ها: سرباز, علي رضا پورسمناني
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 15:55 توسط حسن صادقی یونسی |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 9:54 توسط حسن صادقی یونسی |

94

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:18 توسط حسن صادقی یونسی |

شهید رضا صادقی یونسی در یکی از روزهای زمستانی سال 1341 در خانواده ای مذهبی و اصیل دیده به جهان گشود . پدرش حاج جعفر صادقی یونسی از کارکنان کارحانه قند فریمان بود که گاهی به شغل شریف بنایی نیز می پرداخته است. دوران کودکی شهید در یکی از محله های قدیمی فریمان و کنار مسجد جمعه        ( هیئت ابوالفضلی)  سپری شد. وی ابتدا در مکتب خانه و دوره های قرآن خانوادگی تحت تعلیمات مذهبی قرار گرفت و اکثر اوقات را در مسجد جامع می گذراند . در دوران کودکی مورد علاقه تمام بستگان ( بویژه عمه ها و خاله ها)  و همسایه ها بود . دوره ابتدایی را در مدرسه خسروانی ( آیت الله طالقانی کنونی) و تحصیلات دوره راهنمایی را در آموزشگاه رضا شاه ( دکتر شریعتی کنونی ) گذراند . شهید همواره در کارها به پدر و مادر خود یاری می رساند و در کارهای بنایی ، کشاورزی ، جوشکاری ، سیمکشی و ... مهارت داشت . علاوه بر این این شهید بزرگوار به کارهای خداپسندانه از جمله همکاری در برگزاری مجلس عزای ابا عبدالله الحسین می پرداخت . شهید در منزل کتابخانه ای برای خود ساخته بود و اعضاء خانواده را به مطالعه ترغیب و تشویق می نمود. وی دوران دبیرستان را در آموزشگاه دکتر صدیق اعلم ( شهید بهشتی کنونی ) و در رشته علوم تجربی گذراند . در همین زمان بود که مبادرت به تاسیس تیم فتح ویژه نونهالان و تیم پاس 2 ویژه نوجوانان و خود نیز به عضویت تیم پاس درآمد و در هر فرصتی با نوجوانان شهر فريمان به تمرینات ورزشی در رشته فوتبال می پرداخت . شهید عزیز در رشته های تنیس روی میز ، والیبال ، کشتی ، دوچرخه سواری دارای مهارت بالایی بود . در سالهای سیاه استبداد پهلوی به اتفاق برادر بزرگتر در راهپیمایی هایی که در شهر های تربت حیدریه و مشهد برگزار میشد حضور داشت . اولین بار صدای امام خمینی ( ره ) را در قالب نوارهای مغناطیسی که توسط جناب سرهنگ عباسپور ( پسرعمه شهید ) از تهران ارسال شده بود شنید و به اتفاق دوستان خود در اعتراض به فضای خفقان موجود در دبیرستان راهپیمایی را تدارک دیدند. در اوایل انقلاب که پاره تن امام (ع) علامه شهید مرتضی مطهری به شهادت رسید در راهپیمایی علیه منافقین کوردل شرکت نمود و به همکاری با کمیته ها و سپس بسیج پرداخت . درسال 1360 با اصرار تمام در بجنورد دوره آ موزشی را به عنوان یک بسیجی داوطلب گذرانید و در دوکوهه به عنوان مربی رزمندگان ورزش صبحگاهی را عهده دار بود این شهید بزرگوار نهایتا در عملیات چزابه ( بستان ) حین اقامه نماز به صورت نشسته از ناحیه سر مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت(عليرغم تلاش هاي همرزمان و انتقال ايشان به اهواز)  سجده همیشگی خود را به درگاه الهی آغاز نمود.

یادش گرامی و راهش پررهرو باد


برچسب‌ها: شهيد
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:1 توسط حسن صادقی یونسی |

وقتي كنار نهر روي خطوط تراز كنار پله هاي سد فريمان رسيدم  

يادم امد شما مرا با دوچرخه با چه زحمتي وقتي هنوز نوجواني نورسيده بودي به كنار سد اوردي ....روي دوشت سوارم كردي و مانع از خستگي من شدي ....هنگامي كه توي يك حادثه توي نهر افتادم ....باحوصله مرا دلدلري دادي و لباسم را توي افتاب خشك كردي 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:55 توسط حسن صادقی یونسی |

چقدر جاي شهدا در اين بهار خالي است

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:38 توسط حسن صادقی یونسی |

در يك روز برفي

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت 15:0 توسط حسن صادقی یونسی |

مطالب قدیمی‌تر